معنی کلمه واژه مقریان یعنی چه به چه معناست

    معنی کلمه واژه مقریان یعنی چه به چه معناست جواب بازی کوییز اف کینگز پاسخ سوالات از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : قرآن خوانان.

    معنی اجناس در فرهنگ معین

    10بازدید

    معنی کلمه اجناس در فرهنگ معین مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : جمع جنس.، قسم ها، نوع، گونه ها، کالاها، امتعه. [خوانش: (اَ) [ع.] (اِ.)].

    معنی وارهیدن در لغت نامه دهخدا

    36بازدید

    معنی کلمه وارهیدن در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : وارهیدن. [رَ دَ] (مص مرکب) خلاص شدن. رها شدن. (ناظم الاطباء). وارستن. آزاد شدن. خلاص یافتن. بازرهیدن: سال دیگر گر توانم وارهید از مهمات آن طرف خواهم دوید مولوی نه سحابش ره زند خود نه غروب وارهید او از فراق سینه کوب مولوی تا از این طوفان بیداری و هوش وارهیدی این ضمیر و چشم و گوش مولوی گردنش بشکست و مغز وی درید جان ما از قید و محنت وارهید مولوی وارهیدند از جهان پیچ پیچ کس نگرید بر فوات هیچ هیچ مولوی تا ز سکسک وارهد خوش پی شود شیره را زندان کنی تا می شود مولوی تا از این گرداب دوران وارهی بر سر گنج وصالم پانهی مولوی که دعائی همتی تا وارهم تا از این بند نهان بیرون جهم مولوی.

    بخشنده در حل جدول جواب

    682بازدید

    جواب و پاسخ بخشنده در حل جدول بازی جدولانه از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : واهب, مایا راد رادین جواد باذل کریم سخی فیلمی با بازی کتی هولمز منعم همام باذل، سخی وهب وهاب, منعم.

    وارونه در حل جدول جواب

    819بازدید

    جواب و پاسخ وارونه در حل جدول بازی جدولانه از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : معکوس, برعکس, واژگون, پشترو, برعکس، سرازیر، وارون، دمر, واژگون، چپه, چپه, نکس.

    مترادف و متضاد تجاوز

    20بازدید

    مترادف و متضاد کلمه تجاوز واژه مخالف مصدر بن ماضی مضارع مستقبل مفرد و جمع از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : اجحاف، تخطی، تخلف، تعدی، تعرض، دست‌درازی، دست‌اندازی، حدشکنی، مرزشکنی، هتک‌عصمت، عمل منافی عفت به عنف، اغماض، چشم‌پوشی، عفو، گذشت، اجحاف کردن، تخطی کردن، حدشکنی کردن، سرپیچی کردن.