معنی مبعث در لغت نامه دهخدا

    209بازدید

    معنی کلمه مبعث در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : مبعث. [م َ ع َ] (ع اِ) مکان بعثت و زمان بعثت. (ناظم الاطباء): و آن بیست و هفتم رجب است روز مبعث پیغمبر صلی اﷲ علیه و آله وسلم. (ترجمه ٔ النهایه ٔ طوسی چ سبزواری ج 1 ص 114) - عید مبعث، روزی است که پیغامبر (ص) مبعوث برسالت شد و آن روز بیست و هفتم رجب است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) - یوم المبعث، بنابر مشهور بین شیعه ٔ امامیه، روز بیست و هفتم رجب که در آن روز حضرت رسول اکرم صلی اﷲ علیه و آله مبعوث به نبوت گردید.

    معنی پیروان در لغت نامه دهخدا

    592بازدید

    معنی کلمه پیروان در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : پیروان. [پ َ / پ ِ رَ / رُ] (اِ) ج ِ پیرو. تبع. ضبنه. وشیظ. (منتهی الارب). اشیاع. تالیات. اتباع: درود ملک بر روان تو باد بر اصحاب و بر پیروان تو باد سعدی شظی، پیروان قوم وملحق شوندگان بر ایشان بسوگند. (منتهی الارب). امه، پیروان انبیاء.

    معنی بلقور در لغت نامه دهخدا

    34بازدید

    معنی کلمه بلقور در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : بلقور. [ب ُ / ب َ] (اِ) بلغور. (از ناظم الاطباء) رجوع به بلغور شود.

    معنی مماخضة در لغت نامه دهخدا

    37بازدید

    معنی کلمه مماخضة در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : مماخضه. [م ُ خ َ ض َ] (ع مص) به زور فروخوابانیدن گشن ماده شتر را تا برجهد بر وی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

    معنی قتلگاه در لغت نامه دهخدا

    375بازدید

    معنی کلمه قتلگاه در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : قتلگاه. [ق َ] (اِ مرکب) جای کشتن حیوانات. (آنندراج): مضجع؛ قتلگاه در جنگ. (منتهی الارب). مکان کشته شدن: به قتلگاه وفا تا شهید او نشدم دهان تیر بخندید و تیغ آب نخورد علی خراسانی چون محبان دگر لب تشنه همراه حسین کاش می بودم علی در قتلگاه کربلا علی خراسانی (از آنندراج).

    معنی دماغ پرور در لغت نامه دهخدا

    1405بازدید

    معنی کلمه دماغ پرور در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : دماغ پرور. [دَ / دِ پ َرْ وَ] (نف مرکب) دماغ پرورنده. که مشام را خوش آید. که مشام جان را نوازش دهد.که مایه ٔ نوازش و حظ مغز و اعصاب گردد: یک دسته گل دماغ پرور از خرمن صد گیاه بهتر نظامی زآن بوی خوش دماغ پرور اعضاش گرفته رنگ عنبر نظامی.

    معنی ذی حیات در لغت نامه دهخدا

    68بازدید

    معنی کلمه ذی حیات در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : ذی حیات. [ح َ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) جاناوَر. جانور. زائله. دارای حیات. زنده. خداوند زندگی. || ذی حیاتی در اینجا نیست،احدی. هیچکس. متنفسی. دیاری. زنده ای. جانداری جنبنده، پرنده ای پر نمی زند.

    معنی آماد در لغت نامه دهخدا

    107بازدید

    معنی کلمه آماد در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : آماد. (ع اِ) ج ِ اَمَد.

    معنی ناپیراسو در لغت نامه دهخدا

    58بازدید

    معنی کلمه ناپیراسو در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : ناپیراسو. (اِخ) زن اون تاشکال پادشاه عیلام است. مجسمه ٔ ناقص ملکه ٔ ناپیراسو که از مفرغ ساخته شده و 1800 کیلوگرم وزن دارد و متعلق به حدود قرن پانزدهم قبل از میلاد است که در حفریات شوش به دست آمده است. (از ایران باستان ج 1 ص 135).

    معنی الفتی دهلوی در لغت نامه دهخدا

    289بازدید

    معنی کلمه الفتی دهلوی در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : الفتی دهلوی. [اُ ف َ ی ِ دِ ل َ] (اِخ) جوانی نیکوسیرت و مرید خواجه میردرد دهلوی بود، این بیت ازوست: بتکلف چه کنی منع ملاقات شبم نیست در وهم مرا آنچه گمان داری تو (از تذکره ٔ روز روشن ص 69) و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.