معنی آلایش در لغت نامه دهخدا

    191بازدید

    معنی کلمه آلایش در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : آلایش. [ی ِ] (اِمص، اِ) اسم مصدر و فعل آلودن. آلودگی. || مجازاً، فسق. فجور. عیب. (برهان). تردامنی. ناپاکی: از ایشان ترا دل پرآلایش است گناه مرا جای پالایش است فردوسی بران از دو سرچشمه ٔ دیده جوی ور آلایشی داری از خود بشوی سعدی چه آمیزش بغساقش چه آلایش بغسلینش قاآنی || در تداول امروزین، دَین. وام. بدهکاری. || عادت های زشت، چون عادت به افیون یا شراب. رجوع به بی آلایش شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 16 روز قبل
    1

    هم خانواده آلایش چیست