معنی ابوحی در لغت نامه دهخدا

    12بازدید

    معنی کلمه ابوحی در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : ابوحی. [اَ ح َی ی] (اِخ) مؤذن. او از نوبان و از او یزیدبن شریح روایت کند.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    ناشناس 15 روز قبل
    0

    ابوحی یه کلمه عربی دوکلمه ایه ابویعنی پدروحی یعنی زنده که درفال باقران هرحرف معنی خاصی دارتد ودرعلم ابجد هرکدام عددخاص خودشون رودارند الف یعنی کارخیر.ب یعنی ازمنعمانت فتح باب است.ویعنی نعمت اودرتو.ح یعنی ازاقرباجام خوشی نوش وی یعنی زغایب مژده یابی درعلم جفرهم الف 1ب2و6ح8ی10میشودکه جمع انها 27 میشود اگراین حروف را به عددابجدبرگردانیم جدا جدا 108و621میشود که وقتی به حروف ابجدبرگردونیم کاخ حق میشود علم جفر خیلی استفادها دارد میتوان باان تاریخ وقایع زتدگی رامشخص کرد من دردحدودپنج سال این مطالبی راکه گفتم به نتیجه رسیدم وکسی جزخدابمن کمک تکرد خیلی هم سخت بود وهست هنوزهم درمسیر این راه پرپیچ وخم بسرمیبرم ارزومیکنم هرشخصی مثل من است فقط خداوند حی کمکش کندوبه نتیجه برسانتش امین