معنی اعبنقاء در لغت نامه دهخدا

    13بازدید

    معنی کلمه اعبنقاء در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : اعبنقاء. [اِ ب ِ] (ع مص) سخت داهی و بلا و بدخوی گردیدن. (آنندراج) (ازمنتهی الارب). داهی گردیدن و گویند: بدخوی گردیدن. (از اقرب الموارد). بلای سخت شدن و بدخوی گردیدن. (از ناظم الاطباء). بدخوی گردیدن. (از نشوءاللغه ص 17).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟