معنی بی معطلی در لغت نامه دهخدا

    13بازدید

    معنی کلمه بی معطلی در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : بی معطلی. [م ُ ع َطْ طَ] (ص مرکب) (از: بی + معطل + ی) فوری. بدون تأخیر. بیدرنگ. رجوع به معطل شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    ناشناس 16 روز قبل
    0

    هم خانواده معطل