معنی توجس در لغت نامه دهخدا

    21بازدید

    معنی کلمه توجس در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : توجس. [ت َ وَج ْ ج ُ] (ع مص) گوش داشتن به آواز نرم. || اندک اندک چشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پنهان داشتن ترس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بترسیدن. (زوزنی). بیم اندر دل داشتن. (تاج المصادر بیهقی).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟