معنی ذی حیات در لغت نامه دهخدا

    66بازدید

    معنی کلمه ذی حیات در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : ذی حیات. [ح َ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) جاناوَر. جانور. زائله. دارای حیات. زنده. خداوند زندگی. || ذی حیاتی در اینجا نیست،احدی. هیچکس. متنفسی. دیاری. زنده ای. جانداری جنبنده، پرنده ای پر نمی زند.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ذی حیاتی 5 ماه قبل
    0

    معنی ذی حیاتی

    ناشناس 5 ماه قبل
    0

    سلام من معنی کلمه ی ذی حیاتی رو میخوام