معنی ربابة در لغت نامه دهخدا

    4بازدید

    معنی کلمه ربابة در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : ربابه. [رِ ب َ] (ع اِ) نامی است از رب. || کشور. (از اقرب الموارد). || ملک و سلطنت. (ناظم الاطباء). ملک. سلطنت، یقال: طالب ربابته، ای مملکته. (منتهی الارب). سلطنت. (از آنندراج). || عهد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پیمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عهد و میثاق. ج، اَرِبّه. (از متن اللغه). || نخی که با آن تیرها را محکم بندند. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || جعبه ٔ تیرهای قمار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پوست تنک که بر دست برآرنده ٔ تیرهای قمار پیچند. (ازاقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || پارچه ای که در آن تیرها را پیچند. (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). || دسته ٔ تیرهای قمار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)., ربابه. [رِ ب َ] (ع مص) مالک و رب شدن. (منتهی الارب) (از آنندراج). || نزدیک شدن وقت بچه آوردن. || اقدام به اصلاح و مرتب ساختن چیزی. (از متن اللغه)., ربابه. [رَ ب َ] (ع اِ) یکی رَباب. (منتهی الارب). واحد رباب، یعنی یک ابر سپید. (ناظم الاطباء) (از متن اللغه). یکی رباب، یعنی ابری که در پاره ٔ ابر دیگر آویخته بود. (مهذب الاسماء).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید