معنی رقعت در لغت نامه دهخدا

    83بازدید

    معنی کلمه رقعت در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : رقعت. [رُ ع َ] (ع اِ) رقعه. رقعه. نامه. مکتوب. رقیمه. (یادداشت مؤلف). نوشته ٔ موجز. مکتوب کوتاه. نامه ٔ موجز: بوالفضل در این تاریخ به چند جا بیاورده و رقعتها و نسختهای این پادشاه [مسعود] بسیار بدست وی آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 326). رقعتی نبشتم به امیر (رض) چنانکه رسم است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 614).فرمان خداوند خواجه ٔ بزرگ را در این نگاه دارم و اگر در این رقعتی نویسد به مجلس عالی برسانم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 397). خواجه گفت: مبارک باد و همه مراد حاصل شود و بنده هم بر این معنی رقعتی نبشته است وبونصر را پیغام داده اگر رای عالی بیند رساند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 455). رجوع به رقعه و رقعه شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    عرفان 7 روز قبل
    0

    رقعتی معنیش