معنی زیادتی در لغت نامه دهخدا

    271بازدید

    معنی کلمه زیادتی در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : زیادتی. [دَ] (حامص) فراوانی و بسیاری و کثرت و افزونی. (ناظم الاطباء). مزیدعلیه زیادت به زیادت تحتانی. (آنندراج). مزیت. فضل. بیشی. فزونی. کثرت.افزونی. بسیاری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). افزونی. فراوانی. بیشتری. (فرهنگ فارسی معین): تو را به اصل بزرگ ای بزرگوار کریم زیادتی است بر آزادگان همه هموار فرخی و ثمره ٔ این اعتراف و رضا آن است که احاطه کند زیادتی فضل خدا را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 309). در طلب زیادتی قدم نمی گذارم. (کلیله و دمنه) زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن صراحی می لعل لب چو ماهت بس خواجه ٔ شیراز (از آنندراج) بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع شد مایه ٔ زیادتی اشک و آه ما صائب (از آنندراج) || (اِ) بقیه و باقیمانده. || زاید و افزون و علاوه و بیشتر. (ناظم الاطباء) - زیادتی طلب، آنکه زیاده از مقسوم خواهد. (از آنندراج): ز بسکه مردم عالم زیادتی طلب اند ز هر کناره برآید هزار ابن زیاد شفیع اثر (از آنندراج).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سلام 11 روز قبل
    0

    حال ندارم

    محمدجواد 24 روز قبل
    0

    بلدنیستم