معنی شدکار در لغت نامه دهخدا

    3بازدید

    معنی کلمه شدکار در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : شدکار. [ش ُ] (اِ) شیار است، یعنی زمین را بجهت زراعت کردن بشکافند و مستعد سازند و با ذال نقطه دار هم گفته اندبه معنی زمینی که آن را شیار کرده باشند و تخم افشانده باشند. (برهان). زمین بسیار شخم زده باشد. (لغت فرس اسدی طوسی). کوم. (سروری). زمین کنده بود به گاو. (صحاح الفرس). زمینی را گویند که بجهت زراعت شکافته باشند. (جهانگیری). زمینی که برای شخم کاشتن شیار کرده باشند و آن را شتکار نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج) (اوبهی). شکاف که از راندن گاوآهن در زمین پدید آید. زمین شیارشده. زمین بسیار شیارزده باشد. (یادداشت مؤلف). شخم. شیار. شدیار. شتکار: تا زنده ام مرا نیست جز مدح تو دگر کار کشت و درودم اینست خرمن همین و شدکار رودکی چو پوست روبه بینی به خان واتگران بدان که تهمت او دنبه ای به شدکار است رودکی به شدکار تخم اندر افکند بخت بتندید شاخ برآور درخت عنصری (از صحاح الفرس) گل خوشبوی پاکیزه است اگر چند نروید جز که در سرگین شدکار ناصرخسرو در راه دهقانی زمین پالیز را شدکار میکرد آن شغل را گذاشت و چند قدمی پیش آمد و برحضرت خواجه سلام گفت. (انیس الطالبین).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید