معنی عبدة در لغت نامه دهخدا

    55بازدید

    معنی کلمه عبدة در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : عبده. [ع َب َ دَ] (ع ص، اِ) ج ِ عابد. || (اِمص) توانایی. (منتهی الارب). قوت. (اقرب الموارد). ناقه ذات عبده؛ أی قوی شدیده. (اقرب الموارد). || فربهی. (منتهی الارب). || بقاء. زندگانی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) سنگ خوش بوی. (منتهی الارب). صلاءه الطیب. (اقرب الموارد). || عار و ننگ. (منتهی الارب). اَنفه. (اقرب الموارد). || مغضوب علیه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِمص) خشم و غضب. || نفرت. || جرب و گری شتران. || ستبری پارچه. || حرص و آز. || پشیمانی. || ملامت. (ناظم الاطباء)., عبده. [ع َ دَ] (اِخ) ابن یزید (الطبیب) بن عمروبن علی، از تمیم. شاعری بزرگ است که عهد جاهلیت و اسلام را دریافت. وی مردی شجاع بودو با مثنی بن حارثه و نعمان و جز آن در مدائن و غیره در جنگ با ایرانیان شرکت کرد. وی صاحب مرثیه ای است که از جمله ٔ آن است: و ماکان قیس هلکه هلک واحد. او در حدود سال 25 هَ. ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    آنیتا 22 روز قبل
    0

    شما باید خودت این متن رو کامل میکردی نه ما