معنی عیوف در لغت نامه دهخدا

    12بازدید

    معنی کلمه عیوف در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : عیوف. [ع َ] (ع ص) شتر تشنه که آب را بوی کند و ننوشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شتر که آب صاف را ببوید و در حالی که تشنه است آن را ترک گوید. (از اقرب الموارد). || زنی که شیرش بند گردد بعداز زاییدن و بمکد زن دیگر تا سوراخ پستان وی گشاده گردد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به عیفه شود. || مرد بسیارکراهت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام زنی است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء)., عیوف. [ع َ] (اِخ) بنت مسعود. از شاعره های عرب بود، و شعری ازوی در معجم البلدان نقل شده است. (از اعلام النساء).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    مریم 9 روز قبل
    0

    حیوانات مثلا گوسفند و الاغ را ه طویله خود را با عیوف پیدا میکنند یعنی چه؟

    مریم 9 روز قبل
    0

    حیوانات با عیوف را ه طویله خود را پیدا مکنند یعنی چه؟