معنی فدرد در لغت نامه دهخدا

    46بازدید

    معنی کلمه فدرد در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : فدرد. [ف َ رَ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه، واقع در 6 هزارگزی خاور تربت حیدریه و 3هزارگزی جنوب شوسه ٔ عمومی تربت به خواف. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و دارای 870 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات، چغندر و پنبه است. اهالی به کشاورزی و گله داری و کرباس بافی گذران میکنند. راه مالرو دارد. از پل غوریان میتوان اتومبیل برد. این ده را به اصطلاح محلی پدرد نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). رجوع به پدو شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 24 روز قبل
    0

    سلام من علی محمد شهرت اسماعیل زادگان مو تولد تربت حیدریه روستای فدرد خیلی وقته دنبال معنی کلمه فدرد میگردم نتیجه فدرد یعنی رد پای پلنگ شاید هم درست نباشه کمکم کنید

    ناشناس 24 روز قبل
    0

    سلام در کاوش گریها وجستجو هایی که من کردم نتیجه این شد معنی کلمه فدرد رد پای پلنگ است