معنی فراگرفتن در لغت نامه دهخدا

    24بازدید

    معنی کلمه فراگرفتن در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : فراگرفتن. [ف َ گ ِ رِ ت َ] (مص مرکب) بگرفتن. گرفتن. (یادداشت به خط مؤلف). اخذ. (تاج المصادر بیهقی): گفت یا موسی فراگیر و مترس. (قصص الانبیاء) صعب گردد به تو آن کار که اش داری صعب بگذرد سهل گرش نیز فراگیری سهل ابن یمین فریومدی بعضی را بکشت و بعضی را به بردگی فراگرفت. (ترجمه ٔ تاریخ قم). || برداشتن: قدحی آب فرات فراگرفت و بریخت. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 12). رجوع به فرازگرفتن و برگرفتن شود. || شمول. اشتمال. دربرگرفتن. (یادداشت به خط مؤلف). || آموختن و مطالعه نمودن. (آنندراج). آموختن و یاد گرفتن. (غیاث): بتی دارم که بیرون آورد از دین فرنگی را فراگیرند از چشمش غزالان شوخ وشنگی را محسن تأثیر (از آنندراج) || معلوم کردن. (غیاث از چراغ هدایت). || گسترش یافتن. گسترده شدن. همه جا را گرفتن: مباداکه چون آتش بالا گیرد، عالمی را فراگیرد. (گلستان) اول چراغ بودی و آهسته شمع گشتی آسان فراگرفتی، در خرمن اوفتادی سعدی || پر کردن. (ناظم الاطباء): بسا نحیف نهالا که گر بپیراییش فضای باغ فراگیرد از فروغ و فتن قاآنی || محاصره کردن. گرداگرد کسی یا چیزی را گرفتن: اتباع خوارزمشاه را به تیغ انتقام فراگرفتند و بعضی را بکشتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی). آلتونتاش و ارسلان جاذب حصار او را فراگرفتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی). || عادت کردن. || واپس گرفتن. || تصرف کردن. || نگاه داشتن. || ربودن. || منقبض بودن. || اسهال داشتن. (ناظم الاطباء).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    الهه 15 روز قبل
    0

    هم خانواده فراگرفتن چیست