معنی فزای در لغت نامه دهخدا

    206بازدید

    معنی کلمه فزای در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : فزای. [ف َ] (نف) فزا. فزاینده بیشتر در ترکیب ها بصورت پساوند به کار رود و اگر مستقلاً استعمال شود فعل امر است - جانفزای، جان بخش. آنچه جان را نشاط بخشد: بیا ساقی آن شربت جانفزای بمن ده که دارم غم جانگزای نظامی دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت گفتار جانفزایش در گوشم ارغنون زد سعدی - شکایت فزای، بسیار شکایت کننده: ری نیک بد و لیک صدورش عظیم نیک من شاکر صدور و شکایت فزای ری خاقانی - نعمت فزای، که نعمت افزون کند. که نعمت را بیشتر کند: ایا ضمیر تو شادی گشای انده بند ایا قبول تو نعمت فزای انده کاه امیرمعزی رجوع به فزا شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    زخح 5 ماه قبل
    0

    سلام.عالی بود.من یاد گرفتم.این مطلب عالیه ک

    جوابش هم همینطور.