معنی فلاسنگ در لغت نامه دهخدا

    10بازدید

    معنی کلمه فلاسنگ در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : فلاسنگ. [ف َ س َ] (اِ) بیابان. (آنندراج) (غیاث). || به معنی فلاخن است، و آن چیزی باشد که از پشم بافند و بدان سنگ اندازند. (برهان). آیا مصحف قلماسنگ نیست ؟ (یادداشت مؤلف): گفت سلاحت کجاست ؟ گفت سلاح من فلاسنگ است... یک سنگ برآورد و گفت بنام خدای ابراهیم، و در فلاسنگ نهاد. (تفسیر ابوالفتوح رازی) معنی اندر شعر جز با خبط نیست چون فلاسنگ است و آن را ضبط نیست مولوی.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید