معنی لیوار در لغت نامه دهخدا

    11بازدید

    معنی کلمه لیوار در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : لیوار. [لی] (اِخ) دهی جزء دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند، واقع در 15هزارگزی شمال باختری مرند و چهارهزارگزی راه آهن مرند به جلفا. جلگه و معتدل. دارای 2130 تن سکنه. آب آن از زنوزچای و قنات. محصول آنجاغلات، انگور و زردآلو. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4)., لیوار. [لی] (اِخ) دهی از دهستان علمدار گرگر بخش جلفا شهرستان مرند، واقع در 43هزارگزی شمال مرند و ده هزارگزی راه آهن جلفا به تبریز. جلگه و معتدل. دارای 1524 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4)., لیوار. [لی] (اِخ) نام موضعی است. رجوع به سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص 69 شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    ناشناس 9 روز قبل
    0

    سلام.معنی دیگه ای که از لیوار شده منطقه افتابگیر میباشد یعنی جاییکه همیشه افتاب به سمت ان منطقه میتابد.