معنی مشعشع در لغت نامه دهخدا

    153بازدید

    معنی کلمه مشعشع در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : مشعشع. [م ُ ش َ ش َ](ع ص) روشن.(آنندراج)(غیاث). رخشان. درخشان. درخشنده. درفشنده. پاک و روشن، که کثیف نباشد.(یادداشت به خط مرحوم دهخدا) - ظل مشعشع، که کثیف نباشد.(از اقرب الموارد) || شراب به آب آمیخته.(غیاث)(آنندراج)(دهار)(ناظم الاطباء). می به آب آمیخته.(دهار). || سایه ٔ پراکنده ٔ تنک.(منتهی الارب)(ناظم الاطباء).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 22 روز قبل
    0

    هم خانواده بنویسید برای کلمه مشعشع