معنی منیح در لغت نامه دهخدا

    19بازدید

    معنی کلمه منیح در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : منیح. [م َ] (ع ص) دهنده و عطاکننده. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس) (از فرهنگ جانسون)., منیح. [م َ] (ع ص، اِ) تیر قمار که نصیب ندارد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تیر هشتم قمار. (مهذب الأسماء). تیر بدون نصیب. (از اقرب الموارد). || تیری که به تیمن عاریت گیرند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تیر قمار که آن را یک حصه باشد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 12 روز قبل
    0

    منیح هلا ولا