معنی ناکرده در لغت نامه دهخدا

    151بازدید

    معنی کلمه ناکرده در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : ناکرده. [ک َ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نکرده. مقابل کرده: بدو گفت کسری ز کرده چه به چه ناکرده از شاه و از مرد که فردوسی وگر بازگردم از این رزمگاه شوم رزم ناکرده نزدیک شاه فردوسی ناکرده را کرده مشمار. (خواجه عبداﷲ انصاری). کار ناکرده را مزد نباید. (کلیله و دمنه) خدمت ناکرده را مزد طمع داشت نه آنچه نکرده ست کس قاعده نتوان نهاد اخسیکتی کار ناکرده بکرده مشمارید. (از تاریخ گزیده) جان صرف بتان کرده و اندیشه نکرده از کرده و ناکرده پشیمانی بسیار مشفقی تاجیکستانی - شوی ناکرده، بکر. عروس ناشده: شوی ناکرده چو حوران جنان باش نه چنان پیرزنان و کهنان باش منوچهری || ناخواسته: هرچه ناکرده ٔ عزم تو قضا فسخ شمرد هرچه ناپخته ٔحزم تو قدر خام گرفت انوری - خدای ناکرده || نبرده. تحصیل نکرده. بدست نیاورده - امثال: سودناکرده در جهان بسیار.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    M 6 ماه قبل
    0

    به نظر من معنی ناکرده می شود :نکرده