معنی نقش و نگار در لغت نامه دهخدا

    120بازدید

    معنی کلمه نقش و نگار در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : نقش و نگار. [ن َ ش ُ ن ِ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) خط و خال. تذهیب و ترصیع. آب و رنگ. شکل ها و صورتهای رنگین و گوناگون: بر اسبی قیمتی برنشسته و ساختی گران افکنده زراندود و غاشیه ای پرنقش ونگار. (تاریخ بیهقی ص 365) صحبت دنیا به سوی عاقل و هشیار صحبت دیوار پر ز نقش و نگار است ناصرخسرو یکی به تیم سپنجی همی نیابد راه تو را رواق ز نقش و نگار چون ارم است ناصرخسرو خاتون خوب صورت پاکیزه روی را نقش و نگار وخاتم فیروزه گو مباش سعدی طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش سعدی هم گلستان خیالم ز تو پرنقش ونگار هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش حافظ.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    امیر حسین 27 روز قبل
    0

    نقش و نگار یعنی شکل های رنگارنگ و گوناگون