معنی وهز در لغت نامه دهخدا

    24بازدید

    معنی کلمه وهز در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : وهز. [وَ] (ع ص) مرد کوتاه بالای استوارخلقت، یا درشت اندام میانه قامت. || (مص) سپردن زیر پای. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || شکستن و کوفتن. (اقرب الموارد). || دور کردن و راندن. || برانگیختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || شپش کشتن میان دو ناخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || به همه ٔدست زدن. (منتهی الارب). زدن به سنگینی دست. (تاج المصادر): وهزته، اذا ضربته بثقل یدک. (منتهی الارب).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟