معنی چاره ٔ بیچارگان در لغت نامه دهخدا

    79بازدید

    معنی کلمه چاره ٔ بیچارگان در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : چاره ٔ بیچارگان. [رَ / رِ ی ِ رَ / رِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پناه درماندگان. که بیچارگان از او یاری جویند: چاره ٔ بیچارگان کشور توران توئی کار این بیچاره ساز ای چاره ٔ بیچارگان سوزنی || ای چاره ٔ بیچارگان، یعنی ای خدای متعال. خطاب به خداوند و باریتعالی یار شو ای مونس غمخوارگان چاره کن ای چاره ٔ بیچارگان نظامی (مخزن الاسرار ص 11).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    ناشناس 10 روز قبل
    0

    هم خانوادهی پیچارگان