معنی کامور در لغت نامه دهخدا

    13بازدید

    معنی کلمه کامور در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : کامور. [کام ْ وَ] (ص مرکب) کامیاب و فیروزمند. بهره مند و بختیار. (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). کامیاب. کامروا. (شعوری ج 2 ص 238): بسکه با لطف و کرم شد نامور در جهان نبود نظیرش کامور میرنظمی (از آنندراج) در فرهنگ ناظم الاطباء معنی موافق آرزو، بر حسب میل نیز دارد؛ اما ظاهراً استوار نیست و کاموری باید بدین معنی باشد. رجوع بکاموری شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دانلود کنید
    فاطمه 21 روز قبل
    0

    سلام کامور به معنی پیروزی هم هست